كتيبه كورش را بسياري اولين منشور
حقوق بشر نام گذاشته اند.کتیبه کورش از افتخارات ما ایرانیان است . اما متأسفانه
صدها سال از تاریخ گذشته ایران تا به امروز را که می نگریم اثری از اجرای این
منشور حقوق بشر را نمی بینیم و خونهای زیادی از آزادیخواهان و فعالین حقوق بشر که
برای رسیدن و بدست آوردن همین حقوق که در کتیبه کورش نوشته شده، توسط حاکمان ستمگر
ریخته شده است و همچنان بدست رژیم جنایتکار خامنه ای در زندانها و
خیابانها و در هر مکان که مبارزه و مقاومت هست ،ریخته می شود.
كورش در منشور خود مي گويد هر
انسان مي تواند در هر نقطه از جهان كه خواست سكني گزيند وهيچ كس مجاز نيست اموال
منقول يا غير منقول او را تصرف كند.اما امروز شاهد هستیم که حاکمان کشورهای متمدن
نیز مرز ها و راه ها را به روی پناهجویان و آوارگان که از ستم دیکتاتورها گریخته
اند و میخواهند خود را به مکان امنی برسانند،می بندند!
متن کتیبه کورش را بخوانیم:
منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ،
شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه ي جهان!
پسر کمبوجيه، شاه بزرگ، شاه انشان
،نوه کوروش، شاه بزرگ، نبيره چيش پيش، شاه بزرگ ، شاه انشان از دودماني که هميشه
شاه بوده اند و فرامانروائي اش را « ِبل »و « نبو » گرامي مي دارند و با دل خوش
پادشاهي او را خواهانند .
من بدون جنگ و پيکار وارد بابل
شدم وهمه ي مردم مقدم مرا با شادماني پذيرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت
شهرياري نشستم . مردوک خداي بزرگ، دل هاي مردم بابل را به سوي من گردانيد زيرا من
او را ارجمند و گرامي داشتم . او بر من ، کوروش که ستايشگر او هستم و بر کمبوجيه
پسرم ، و همچنين بر کَس و کار و همه سپاهيان من ، برکت و مهرباني ارزاني داشت .
ما همگي شادمانه و در صلح و آشتي
مقام بلندش را ستوديم . به فرمان « مردوک » ، همه شاهان بر تخت پادشاهي نشسته اند
. همه پادشاهان از درياي بالا تا درياي پائين (شايد منظورش ازمديترانه تا خليج
فارس باشد)
همه مردم سرزمين هاي دوردست ، از
چهارگوشه جهان ، همه پادشاهان « آموري » و همه چادرنشينان مرا خراج دادند و در
بابل به پاي من افتادند.
من شهرهاي آگاده، اشنونا ، زمبان
، متورنو ، دير ، سرزمين گوتيان و همچنين شهرهاي آنسوي دجله که ويران شده بود را
از نو ساختم . فرمان دادم تمام نيايشگاه هايي را که بسته شده بود، بگشايند. من همه
ي خدايان اين پرستش گاه ها را به محل خود بازگرداندم . همه مردماني را که پراکنده
و آواره شده بودند، به موطن خود برگرداندم و خانه هاي ويران آنان را آباد کردم .
همچنين پيکره ي خدايان سومر و اکد را که « نبونيد » ، بدون هراس از خداي بزرگ، به
بابل آورده بود، به خشنودي مردوک «خداي بزرگ» و به شادي و خرمي به نيايشگاه هاي
خودشان بازگرداندم. باشد که دل ها شاد گردد …
(نبونيد حاكم بابل كه پادشاهي
ظالم بود درلشكركشي ها و غارت گري هايش خداي سومريان را غنيمت گرفته بود)
بشود که خداياني که آنان را به
جايگاههاي نخستين شان بازگرداندم هر روز در پيشگاه خداي بزرگ برايم خواستار زندگي
بلند باشند ، چه بسا سخنان پُربرکت و نيکخواهانه برايم بيابند ، و به خداي من
بگويند: کوروش شاه ،پادشاهي است که تو را گرامي مي دارد و پسرش کمبوجيه نيز…
اينک که به ياري «مزدا» تاج سلطنت
ايران و بابل و کشورهاي چهارگوشه جهان را بر سرگذاشته ام اعلام مي کنم تا روزي که
زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد دين و آئين و رسوم ملت هائي را که
من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زير دستان من دين
و آئين و رسوم ملت هائي که من پادشاه آنها هستم يا ملت هاي ديگر را مورد تحقير قرار
بدهند يا به آنها توهين نمايند.
من از امروز که تاج سلطنت را به
سر نهاده ام تا روزي که زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد هرگز سلطنت
خود را بر هيچ ملتي تحميل نخواهم کرد و هر ملتي آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول
کند يا نکند و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من براي سلطنت آن ملت مبادرت به
جنگ نخواهم کرد. من تا روزي که پادشاه ايران هستم نخواهم گذاشت کسي به ديگري ظلم
کند و اگر شخصي مظلوم واقع شد من حق وي را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و
ستمگر را مجازات خواهم کرد.
من تا روزي که پادشاه هستم نخواهم
گذاشت كسي مال غير منقول يا منقول ديگري را به زور يا بدون پرداخت قيمت آن و رضايت
صاحب مال ، تصرف نمايد.
من تا روزي که زنده هستم نخواهم
گذاشت که كسي ، كسي را به بيگاري بگيرد و بدون پرداخت مزد او را به کار وا دارد.
من امروز اعلام مي کنم که هر کسي
آزاد است هر ديني را که ميل دارد بپرستد و در هر نقطه که ميل دارد سکونت کند مشروط
بر اينکه در آنجا حق کسي را غصب ننمايد و هر شغلي را که ميل دارد پيش بگيرد و مال
خود را به هر نحو که مايل است به مصرف برساند مشروط بر اينکه لطمه به حقوق ديگران
نزند. هيچ کس را نبايد به خاطر تقصيري که يکي از خويشاوندانش داشته است مجازات کرد
.
من برده داري را برانداختم. به
بدبختي هاي آنان پايان دادم .
من تا روزي که به ياري مزدا زنده
هستم و سلطنت مي کنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان را به عنوان غلام و کنيز
بفروشند و حکام و زير دستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و ماموريت خود مانع از
فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و کنيز بشوند و رسم بردگي بايد به کلي از
جهان برافتد.
از مزدا خواهانم که مرا در راه
اجراي تعهّداتي که نسبت به ملت هاي ايران و بابل و ملل چهار جانب جهان بر عهده
گرفته ام موفق گرداند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر