۱۳۹۴ آذر ۱۰, سه‌شنبه

فراخوانی به شوریدن بر ظلم و جنایت رژیم ایران ستیز آخوندها

در قیاس با رژیم های دیکتاتوری و ضد مردمی در تاریخ معاصر رژیم خمینی رژیمی ضد بشری نامیده میشود. پس از گذشت سی و هفت سال از عمر این رژیم منحط در میهن ما از یک سو آواز زنان و مردان مغروری را می شنویم که تسلیم این  هیولای وحشی و بی رحم و سفاک نشده اند و در میدان در زیر موشک  وتیغ و تبر البرزوار یا در زندان و سیاهچال سربدار ایستاده مردن را پذیراتر از زیستن بر زانوان ننگ دانسته اند . از سوی دیگر انحطاطی که این طاعون  در میهن گسترش داده است.
خانم شعله پاکروان مادر دّخت سربدار ایران زمین ریحانه جباری در نوشته ای در شبکه اجتماعی فیسبوک نسبت به این انحطاط  هشدار داده مردم را به شوریدن بر ظلم و جنایت آخوندها فراخوانده است که در  مقابل اعدامهای روزافزون؛ خونهای ناحق ریخته؛  خانه‌های خراب شده‌ای که بعد از سالها هنوز آباد نشده ؛ شکنجه جلادان؛  فروش دختران؛ فساد رو به افزایش و  دزدان کیسه و خزانه‌ی ملت برخاسته و هر گونه سکوت و بی‌عملی را طرد کنند.
به گفته مادر ریحانه جباری باید بر احقاق حق و عدالت پافشاری کنیم، باید عدالت را اولین درخواست روز خود کنیم.  باید برای آزادی اهمیت قائل باشیم و به داد و عدالت فرابخوانیم که اینها از آب و نان واجب ترند. جز این معنایش انحطاط و نابودی است. ذیلا نوشته خانم شعله پاکروان:
معنای انحطاط چیست ؟ ملت یا تمدن رو به انحطاط چه مختصاتی دارد ؟ 

اینها سوالهایی ست که اکنون ذهنم را پر کرده . انحطاط یک ملت با انقراض متفاوت است . بنظرم انقراض میتواند بدلیل آب و هوای نامساعد و اقلیم ناسازگار یا حمله خارجی صورت بگیرد . ولی انحطاط معنایی تلخ در خود دارد . ملت یا تمدنی که از درون میپوسد ، میگندد و میپوسد ، منحط خواهد شد . موریانه زیربنای اخلاقی ملتی را میخورد و نابود میکند . بی سرو صدا و هیاهو .ریز ریز و آرام آرام . ناگهان متوجه میشوی که از شکل انسانی خارج شده ای . دلت برای هیچ چیز زیبایی شور نمیزند . نگرانی ات فقط خودت هستی و خودت . انهم فقط در حد خوردن و خوابیدن . برایت مهم نیست در جهان چه میگذرد . برایت مهم نیست در کشورهای همسایه چه آتشی برپاست . برایت مهم نیست که در سرزمینت چه گندیدگی شایع شده . برایت مهم نیست که در شهرت یا محله ات یا حتی خانه همسایه ات چه رخ میدهد . وقتی منحط میشوی حتی برایت مهم نیست در خانه ی خودت چه روی میدهد . دودستی به زندگی نکبت بار میچسبی و راضی هستی از اینکه مشکل دیگران مال دیگران است و مشکل تو نیست . 
ما ملتی رو به انحطاطیم . وگرنه سکوت نمیکردیم در مقابل اعدامهای روزافزون . در مقابل خون های ناحق ریخته . در مقابل خانه های خراب شده ای که بعد از سالها هنوز اباد نشده . در مقابل شکنجه ی جلادان . در مقابل فروش دختران . در مقابل فساد رو به افزایش . در مقابل دزدان کیسه و خزانه ی ملت . در مقابل فرار فرزندان متخصص و نخبه مان به سرزمینهای بیگانه . در مقابل هدر دادن منابع مالی و طبیعی کشور . در مقابل ظلمهای آشکاری که هر روز شاهدیم . در مقابل غارت آنجه از هزاران سال پیش با عنوان فرهنگ و تمدن داشه ایم . در مقابل تهی شدن مان از فضایل انسانی . در مقابل دروغ و ریا و زهدفروشی . 
ما ملتی رو به انحطاطیم که رسم انسانی دادخواهی را وقعی نگذاشته و بی تفاوت میگذریم از کنار پدرانی که زندانی اند بدلیل یک سوال : فرزندم را که هفده سال قبل دزدیدید و به زندان بردید کجاست .میگذریم از کنار زنی که میگوید حتی در بند اسارت اعتصاب خشک میکنم برای ظلمی که به فرزندم شده . میگذریم از کنار خبرهای یک خطی : امروز چهل نفر در زندان مرکزی کرج جهت اعدام به سلولهای انفرادی منتقل شدند . میگذریم از کنار چشمهای نگران فرزندان اعدامیان . 
بله ما ملتی رو به انحطاطیم که در صورت ادامه این شیوه ، همچون تمدنهای نابود شده ی عیلام و اکد و فنیقی و سومری و بابلی فقط نامی در کتاب تاریخ کودکان آینده خواهیم بود . 
مگر اینکه بر احقاق حق و عدالت پافشاری کنیم و فضایل انسانی را در خود احیا کرده و در جامعه بسط دهیم . مگر اینکه عدالت را اولین درخواست روز خود کنیم . مگر آنکه برای آزادی اهمیت قائل باشیم . مگر آنکه رخت کثیف بی تفاوتی را از تن دراورده و به شدت حساس شویم به داد و عدالت . که اینها از آب و نان واجب ترند برای یک ملت رو به انحطاط

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر