۱۳۹۴ دی ۲۶, شنبه

گاردین:‌ دهها دختر ایرانی در زندان و در انتظار اعدام... و جهان خاموش است

دهها دختر خردسال ایرانی در زندانهای این کشور در انتظار اعدام بسر می برند، در حالیکه جرم آنها متناسب با حکم اعدام نیست. جرائمی همچون دزدی و فرار از خانه با مردی غریبه از جمله جرائمی است که آنها را به پای چوبه دار کشانده است؛ و این در حالی است که جهان خاموش نظاره گر کشتار این دختران در زندانهای ایران است.
روزنامه بریتانیایی گاردین موفق شده تا هویت این دختران را در زندانها و بازداشتگاههای ایران شناسایی کرده و تصاویر آنها را منتشر کند.
قوانین بین المللی حقوق انسان اعدام مجرمان خردسال، چه مرد و چه زن را ممنوع کرده است و سازمانهای حقوق بشر از دولتها می خواهند تا جلوی این اعدامها را بگیرند.
روزنامه گاردین داستانهای ترسناکی از این دختران زندانی در گزارش خود آورده و از آن میان داستان یک دختر
۱۷ ساله است که با دوست پسر خود فرار کرده، زیرا پدرش به او اجازه ازدواج با او را نداده و او اکنون به این خاطر در انتظار اعدام بسر می برد.
مورد دوم در گزارش گاردین، یک دختر ۱۵ ساله است که او را "خواهر" می خوانند. این دختر بخاطر سرقت مسلحانه از مغازه ای در تهران دستگیر شده، در حالیکه دوست پسر او سارق اصلی بوده و در هنگام حمله پلیس او موفق به فرار می شود و این دختر دستگیر می شود. حکم اعدام این دختر خردسال صادر شده و او منتظر رسیدن به سن ۱۸ است تا اعدام شود.
داستان غم انگیز "سوگند" سومین مورد در داستان گاردین است که فقط ۱۶ سال سن دارد. او هنگامی که پلیس به خانه آنها حمله کرد و ۲۵۰ کیلو مواد مخدر را ضبط کرد در خانه تنها بود. این مواد هیچ ارتباطی با این دختر نداشت و متعلق به پدر او بوده که در زمان حمله پلیس در خانه نبوده است و احتمالا این دختر شاید هیچ اطلاعی از آن هم نداشته است؛ اما چون او در خانه تنها بوده به عنوان مجرم دستگیر شده و اکنون در انتظار اعدام بسر می برد.
زنان زندانی می توانند فرزندان خود را تا سن ۲ سالگی در زندان بزرگ کنند، اما بعد از آن کودکان از مادران خود جدا می شوند. زهرا نام زندانی است که در ۱۴ سالگی ازدواج کرده و ۲ فرزند دارد. زهرا اکنون ۱۷ سال سن دارد و هنوز در زندان است و جرم او دزدیدن تلفن موبایل می باشد.
در میان دختران خردسال در زندانهای ایران، داستان خاطره شاید از همه غم انگیز تر باشد. او ۱۳ ساله بود که توسط عمویش مورد تجاوز قرار می گیرد و به همین دلیل از خانه فرار می کند؛ اما در تهران و در یکی از پارکها مورد تجاوز گروهی قرار می گیرد و در حالیکه از حال رفته بود توسط پلیس دستگیر و پس از مداوا او را به زندان می فرستند.


۱۳۹۴ دی ۲۱, دوشنبه

رقابت باندها در شعبده بازی

قرار است در روز 7 اسفند امسال برای دهمین دوره مجلس ارتجاع و پنجمین دوره مجلس خبرگان خامنه ای، نمایشی با نام «انتخابات» روی صحنه آورده شود. انتخابات نامیدن این نمایش که بارها در رژیم جمهوری اسلامی تکرار شده، تا جایی با محتوای آن تطابق پیدا می کند که باندهای درونی رژیم برای تقسیم قدرت و به دنبال آن بهره مند شدن از چپاول جامعه و کشور با هم رقابت می کنند. این امر البته بستگی به این دارد که ولی فقیه رقابت خودیها را با مهندسی ویژه دور نزده و برای به کرسی نِشاندن عَمَلِه و اَکَره خاص خود اختیار اطاق تجمیع آرا را با چماق بسیج به مجتبی و طایب واگذار نکند و در ضمن به شورای نگهبان برای قلع و قمع کاندیداها دستور ویژه ندهد. در چنین حالتی رقابت بین خودیها جریان پیدا می کند و تجربه نشان داده که در دوران ولایت مطلقه خامنه ای، خروجی چنین رقابتی به سود او نبوده و خامنه ای با ابزارهای دیگر که به طور قانونی و فراقانونی در اختیار دارد این خُسران را به میزانی که می توانست جبران کرده است. 
چنین بود که سید محمد خاتمی به تدارکچی نظام تبدیل شد و مجلس تحت کنترل اصلاح طلبان حکومتی حتی نتوانست یک لایحه نیم بند در مورد رسانه ها را در دستور کار قرار دهد و با حکم حکومتی که آشیخ مهدی کروبی در مقام رییس مجلس آن را اعلام کرد، به بایگانی سپرده شد.
 جنبه مشترک در شرایط رقابتی و یا غیر رقابتی و مهندسی شده، حماسه نامیدن شعبه بازی است که همه امکانات تبلیغاتی حکومت در خدمت پُخت و پَز حماسه قرار می گیرند و برای آرایشگری شعبده بازان به ویژه در شرایط رقابتی، انبوهی نظر و تحلیل پیرامون «اصلاح» امور و «ارجحیت» صندوق رای به بازار مکاره ای که نهادهای امنیتی بر آن نظارت می کنند به معرض فروش گذاشته می شود. منصفانه نیست اگر نقش برخی افراد و جریانهایی که به نام اپوزیسیون خود را معرفی می کنند را در این ماجرا نادیده گرفت. این نفش گرچه بسیار کثیف است اما با کمک مدیای مماشات سوپر دولوکس نمایش داده می شود تا چهره حکومت دروغ با آمار ملیونی که هیچ نهاد مستقل بر آن نظارت نداشته قابل قبول معرفی شود. این یکی از تراژدیهای دوران ماست که بسیاری از رسانه های جهان، آمار انتخابات حکومتی که بر مبنای دروغ و دَغَل بنیان نهاده شده را در توصیف این رویداد به عنوان واقعیت منتشر می کنند. 

استبداد مذهبی حاکم بر کشور ما به ارقام ملیونی نیاز دارد تا حقوق ملیونها زن و مرد ایرانی را پایمال کند. نقش مردم در این شعبده بازی به این خلاصه می شود که گوش شنوا داشته باشند تا وقتی با صدای بلند و با ارقام ملیونی به آنان اعلام می شود که هیچ حقوقی ندارند و آش کَشک خاله، به حساب آنان پُخته شده و چه بخورند یا نخورند باید هزینه آن را بپردازند، سکوت کنند و اگر مردم فرصت یابند تا به بی حقوقی نه در رسانه ها که در کف خیابان با فریاد مرگ بر دیکتاتور اعتراض کنند، به حساب آنان در کهریزک و یا به وسیله باندهای سیاه که پاسدار همدانی قبل از کشته شدن در سوریه، استفاده از آنان را از افتخارات خود اعلام کرده بود، رسیده خواهد شد. این اقدام برای این است تا همه «فتنه» کنندگان بدانند که پایه های تخت سلطنت مقام معظم بر خون استوار است و جناب احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان امر فرموده اند که؛ کرسیهای مجلس «حق بچه‌ های حزب اللهی، انقلابی و مؤمن» است و تشخیص این موضوع و البته تشخیص «اعتقاد قلبی» کاندیداها هم به عهده خود ایشان و شرکا در شورای نگهبان است.
این است همه ی حقیقت آن شعبده بازی که تحت نام انتخابات در ولایت خامنه ای به صحنه آورده می شود. خودیها هم باید بدانند که خامنه ای و گماشتگان ریز و درشت او ذره ای همسویی با فتنه را نه فقط فراموش نمی کنند، بلکه تا جایی که در توان داشته باشند و تیغ شان بِبُرد آنان را منکوب می کنند. از محمد رضا باهنر در مقام دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین و دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری 
 بشنوید که گفت: «هر کس قصد ورود به انتخابات دارد باید تکلیف اش را با فتنه 88 مشخص کند.... فتنه یک فاجعه عظیم بود و از این رو کسانی که کاندیدا می‌شوند باید موضع خود را با فتنه مشخص کنند.». (روزنامه رسالت، 10 آذر 1394)

اما این تنها «فتنه عظیم» نیست که کابوس خامنه ای است. ولی فقیه که از پوسیدگی ولایت اش و واماندگی بخش یزرگی از کارگزاران اش به خوبی مطلع است، از «نفوذ» نیز به هراس افتاده است. فتنه و نفوذ به جان ولی فقیه افتاده و پس از نوشیدن جام زهر «برجام» فتنه «بالقوه» و نفوذ «بالفعل» ولایت مطلقه خامنه ای را با چالشهای جدی روبرو کرده است. کاظم صدیقی، امام جمعه موقت تهران، در نماز جمعه روز ۲۰ آذر گفت: «‌مجلس خبرگان نباید محل فتنه و فتنه‌گر باشد.». اشاره کاظم صدیقی فقط می تواند به اعلام کاندیداتوری اکبر هاشمی رفسنجانی، حسن خمینی و محمد موسوی بجنوردی برای مجلس خبرگان باشد.
برای خامنه ای افتخاری بالاتر از این نیست که از چهار رییس دولت دوران ولایت اش، یکی ممنوع التصویر و ممنوع السفر است، دیگری از اصحاب فتنه است و سومی که در نقش گماشته انجام وظیفه می کرد یاغی شد و چهارمی که حسن روحانی باشد زیر تیغ دلواپسان بندبازی می کند. 
آن چه در بالا آمد توصیف پدیده موسوم به انتخابات در ولایت خامنه ای بود. اما سوال اصلی روی تابلوی چشم اندازها قرار دارد. خروجی شعبده بازی روز 7 اسفند چه خواهد بود؟
در حالی که ولی فقیه به اجبار به حسن روحانی تَن داده، در حالی که بازهم به اجبار و تحت فشار تحریمها و مخالفت عمومی با پروژه ضد مردمی هسته ای به برجام تن داده و در حالی که سیاست یک دست کردن حاکمیت و تثبیت اقتدار ولی فقیه درهم شکسته شده، نتیجه نمایش انتخاباتی روز 7 اسفند نمی تواند آن گونه که خامنه ای انتظار دارد باشد. به نظر می رسد که جبهه طرفداران مشروط کردن ولایت فقیه (با نام رمز شورایی شدن ولی فقیه) همراه با کسانی که از آنان تحت عنوان «اصولگرایان میانه‌رو» نام برده می شود، دست بالا را داشته باشند، مگر آن که امدادهای غیبی همچون رویدادهای سال 2003 به کمک خامنه ای آمده و دوران احمدی نژادی شدن جهان تکرار شود. در این صورت میدان در اختیار امثال روح‌ الله حسینیان قرار می گیرد تا حرفی که به علی اکبر صالحی زد را در مورد بسیاری عملی کند. او گفت: «اگر من به قدرت برسم تو را در راکتور اراک دفن می ‌کنم و رویت سیمان می ‌ریزم».
در هر کدام از این دو حالت، نصیب اکثریت مردم ایران چیزی جز بی حقوقی، فقر و فلاکت نیست و هم از این رو باید این شعبده بازی را به طور کامل و فعال تحریم کرد.
برگرفته از: نبردخلق شماره 366، اول دی 1394 - 22 دسامبر2015
مهدی سامع

سلطان اعدام به پاریس می آید تا باد درو کند

روحانی رئیس جمهور و فرستاده ولی فقیه/ابوداعش به پاریس می آید. فردی که در کارنامه دوران ریاست جمهوری اش 2000 اعدام ثبت شده. روحانی قرار بود که در ماه نوامبر سال گذشته به رم و پاریس سفر کند که سفر وی به علت عملیات تروریستی داعش در 13 ماه نوامبر در پاریس انجام نشد و قرار است که در روزهای آخر ماه ژانویه امسال این سفر صورت پذیرد. شرایطی که روحانی در آن به سر می برد با شرایط 2 ماه پیش بسیار متفاوت است. بعد از امضای قرارداد توافق اتمی بین رژیم ایران و کشورهای 1+5 و به خصوص آمریکا، دولتهای اروپائی در آروزی سرمایه گذاریهای تازه در ایران بودند. تقریبا تمامی اخبار رسانه های جمعی مشهور و شناخته شده خبر از تغییر دوران در ایران می دادند و در رسا و فوائد سرمایه گذاری در ایران داستان سرائی می کردند. شاهد آن بودیم که فرستادگان و لابی های رژیم در کشورهای اروپائی انجمن های همکاری بازرگانی بین ایران و کشورهای مختلف تشکیل دادند. خبر تشکیل این انجمن ها به سرعت رسانه ای می شد. رقابت بین کشورهای اروپائی برای سرمایه گذاری در ایران آنچنان زیاد بود که وزرای بازرگانی و خارجه این کشورها باید در صف ورود به تهران قرار می گرفتند که تا اندازه ای هنوز هم ادامه دارد. این مسابقه جنگ و دعوای رژیم ایران و دولت ترکیه را برای ورود به کشورهای تازه تأسیس شده پس از سقوط شوروی به یاد می آورد. می گویند رقابت بین ایران و ترکیه آنچنان تنگاتنگ بود که منجر به شکستن پای سفیر وقت رژیم ایران شد، که می خواست زودتر از سفیر ترکیه و اهدای قرآن خامنه ای، خود را به رئیس جمهور آذربایجان برساند.

اما شرایط کاملا تغییر کرده است. جناح خامنه ای و جناح رفسنحانی، روحانی در گردابی بی نهایت بحرانی دست و پا می زنند. هر دو جناح در مقابل مردم ایران همسو هستند و به وسیله سرکوب و خفقان می خواهند سدی برای انفجار در جامعه شوند. حرفهای روحانی و خامنه ای در سالگرد 9 دی درست عین هم است. 
خامنه ای در ارتباط با 9 دی گفت: این هم یک روز متمایزى شد. شاید به یک معنا بشود گفت که در شرائط کنونى
که شرائط غبارآلودگىِ فضاست این حرکت مردم اهمیت مضاعفى داشت؛ کار بزرگى بود. وی اضافه می کند، اینکه من عرض میکنم روز نُه دى در تاریخ ماندگار است، به خاطر این است. مردم بیدارند؛ همین است که کشور شما را نگه داشته است عزیزان من! همین است که انقلابتان را حفظ کرده است؛ همین است که جرأت سران استکبار را از آنها گرفته است که بخواهند به ملت ایران حمله کنند؛
روحانی درسخنرانی سالگرد 9 دی از خامنه ای پشتیبانی کرد و گفت:
 
مردم زمانیکه احساس کردند به باورها و ارزش های دینی و اعتقادی آنها توهین شده و بیگانگان خیال دخالت در حوزه های اخلاقی و اعتقادی آنان را دارند به حرکت در آمده، با حضور و اجتماع‌شان به بیگانگان پاسخ درخوری دادند. و حضور مردم در این روز برای حمایت از رهبری بوده است.
 
برخی از اصلاح طلبان گفتند که انگار متن سخنرانی او را شریعتمداری، ویا سعید جلیلی نوشته است. صادق زیبا کلام پای ثابت و به نظر برخی تئوریسین اصلاح طلبان سخنان روحانی را فرمایشی خواند و همین ارتباط گفته است: صحبت هایی که جناب روحانی در 9دی داشتند به نظر بنده نه از عمق باور بلکه بخاطر رهایی از فشار اصولگرایان و تندروها بود(فرهنگ نیوز 17 دی).
 
در عرصه بیرونی روحانی می خواست نقش پلیس خوب را بازی کند و فضای ایران را برای سرمایه گذاری آماده جلوه دهد، که کاخ رویاهایش را موضع گیری شدید عربستان پس از حمله به سفارت این کشور در تهران ویران کرد. کشورهای عربی یکی پس از دیگری این عمل رامحکوم کردند و رژیم ایران را پشتیبان تروریسم می دانند. کشورهای اسلامی و عربی نشان دادند که خامنه ای نه تنها رهبر مسلمانان جهان نیست بلکه سیاست های او، رژیم ایران را محور بی ثبات کردن منطقه قرار می دهد. خامنه ای و اصلاح طلبان در برابر این واکنش ها در آستانه سفر روحانی نیاز به یک مانور تازه داشتند. در این شرایط چگونه روحانی می تواند جامعه جهانی را متقاعد کند که ایران برای سرمایه گذاری خارجی آماده است. این جاست که برای حفظ کلیت نظام، خامنه ای وارد میدان میشود و بسیار ناشیانه که گوئی مردم همه کارهای او و سپاه پاسداران را فراموش کرده اند در یک سخنرانی می گوید: با تأکید مجدد برضرورت شرکت همه واجدان شرایط رأی دادن در انتخابات همچون گذشته اصرار داریم که همه، حتی کسانی که نظام را و رهبری را قبول ندارند پای صندوق‌ها بیایند چرا که انتخابات متعلق به ملت، ایران و نظام جمهوری اسلامی است.
خامنه ای و جناح اصلاح طلب حکومتی تصور این را دارند که با این جمله می توانند جهان سرمایه داری را برای سرمایه گذاری تشویق کنند و به اصطلاح نمایش اعتدال بازی کنند و بگویند که حتی آنان که ما را قبول ندارند می توانند، در انتخابات شرکت کنند. با این ترفند شاید سرمایه گذاران اروپائی که می خواهند دروغ بشنوند را بفریبند اما شرایط در داخل کشور سخن دیگری می گوید. فضای شدید امنیتی، دستگیری های گسترده، سرکوب شدید در زندانهای سراسرکشور، تخریب شهرهای سنی نشین در سیستان و بلوچستان، اعدام های روزانه چهره واقعی این رژیم است. خامنه ای با گفتن این جمله فراموش می کند که به گفته خودشان سران فتنه هنوز در زندان و تحت حصر هستند. خامنه ای فراموش که حتی مخالفانی از درون نظام که به نحوی می خواستند تنور انتخاباتی را گرم کنند از تیغ شورای نگهبان در امان نمانده وبه دنبال جمع آوری امضاء از سراسر جهان هستند که نظریه استصوابی شورای نگهبان را به چالش بکشند و از اینکه صلاحیت کاندیداهایشان یکی بعد از دیگری مورد تأئید قرار نمی گیرد داد و فغانشان بالا ست.
 
نظریه مخالف را قبول داشتن و از آنان برای شرکت در انتخابات دعوت کردن لباسی است که از تن هر دو جناح بسیار گشاد است. مردم ایران کلیت رژیم را به چالش می طلبند. کما اینکه می بینیم جنبش مخالفان اعدام هر روز پر شور تر به مبارزه خود بر علیه اعدام ادامه می دهد. اگر اهل تعامل و تدبیر هستید راست می گوئید به گفته مریم رجوی یکروز فقط یکروز اعدام نکنید و بگذارید مردم تظاهرات کنند، آنوقت دنیا خواهد دید که پایگاه اجتماعی رژیم چقدر است.
 

سهیلادشتی

۱۳۹۴ دی ۱۶, چهارشنبه

آخوندها باد کاشتند، طوفان درومیکنند!

از نشانه های دوران تغیییر، ازجمله سرعت تغییرات و تحولات درکشور، منطقه و جهان است. در دهکده بزرگ جهانی، اتقاقات مثل ظروف مرتبطه در یکدیگر تاثیر متقابل می گذارند.

پس از اعدام شیخ نمر، کمافی السابق عوامل حاضر به یراق، مثل همیشه برخلاف قوانین بین المللی از دیوار سفارت عربستان بالا رفتند، سفارت را طعمه حریق ساخته و امکاناتش را از پنجره به بیرون پرتاب کردند.
دولت عربستان تردید نکرد، دیپلمات تروریستهای خامنه ای را اخراج و تمامی
 روابطش با تهران را قطع کرد. کشورهای سودان، بحرین، کویت، امارات متحده عربی، جیبوتی، تونس، مصرو... کم و بیش از عربستان تبعیت کرده رژیم را محکوم و بعضا روابطشان را بطور کلی قطع کردند.
اتحادیه عرب حمله به سفارتخانه و کنسولگری عربستان در ایران را شدید محکوم کرد و از رژیم آخوندی خواست تا دست از صدور تروریسم در منطقه و دخالت در کشورهای منطقه بردارد. یاد آوری اینکه همین اواخر بود که ائتلافی نظامی از 37 کشورعربی ومسلمان علیه تروریسم تشکیل شد با هدف نهایی مبارزه با تروریسم رژیم ملاها درتهران و منطقه. نهایتا
 شورای امنیت سازمان ملل هم به اتفاق آرا دخالت عوامل رژیم دراین زمینه را به شدت محکوم کرد.
در این میان حال و روز آخوندهای تروریست و تروریست پرورعبرت انگیز و درس آموز است.
ساعت اولیه حمله و هجوم حرامیان رژیم به سفارت عربستان، رسانه های نزدیک به خامنه ای از انتقام امت در صحنه و مردم انقلابی ایران! از حاکمان حجاز! نوشتند. کوتاه زمانی بعد همه چیز وارونه شد و آب در لانه مورچگان افتاد و جناحین رژیم مشغول پاچه گیری یکدیگر شدند.

روزنامه جمهوری اسلامی نزدیک به رفسنجانی: کسانی که به سفارت عربستان هجوم آوردند، یاران آل سعود هستند !
روزنامه سیاست روز: دولت مقصر حمله به سفارت عربستان است!
 
شکرخوری فرمانده سپاه: حمله و به آتش کشیدن سفارت عربستان در تهران کار بسیار غلط و اشتباهی بود و به هیچ روی نمیشود این کار زشت را توجیه کرد!
نماینده رژیم درسازمان ملل هم به غلط کردم گویی افتاد وازعربستان معذرت خواهی کرد.
ازهمه جالب تر اما موضع گیری شیخ فری، ریسجمهورمدره مماشتگران و از ما بهتران بود!
شیخک تبه کار دردیدارباوزارت خارجه دانمارک اظهارلحیه نمودند: عربستان نمی تواند جنایت خود را با قطع رابطه با ایران بپوشاند، پاسخ انتقاد سر بریدن نیست!
معلوم نیست از کی تا بحال تروریستهای مرتجع ارسالی ملاها به منطقه، منتقد وضع موجودند؟!
روحانی یکی ازسردمداران و دست اندرکاران همیشگی حکومت عمامه و نعلین است. در حاکمیت همین رژیم نکبت است که بیش از صد و بیست هزار از رشیدترین فرزندان این مرزوبوم به طرز فجیعی به شهادت رسیده اند. در حاکمیت ننگین همین آخوندها بوده و هست که زنان و مردان را سنگسار می کنند. قتل عامهای هولناک تابستان سیاه 67 در همین دوران بوقوع می پیوندد. در دوران همین جانوران آدمخواراست که فتوای چشم از حدقه در آوردن و دست و پا بریدن صادرمیشود. سینه داریوش فروهر و همسرش با 27 ضربه چاقو شکافته میشود. صدها نفر از مخالفین و منتقدین نظام در خارج مرزها ترور میشوند.
کشیشان آزاده سربریده و مثله میشوند. منازل و اماکن اقلیتهای مذهبی به آتش کشیده میشوند. اقلیهای قومی به شدیدترین شکل سرکوب میشوند. صدور تروریسم افسارگسیخته به اقصا نقاط جهان صادر میشود. جنگ طولانی ضدمهینی هشت ساله عراق- ایران به تحریک و با خواست ملاها آغاز و ادامه پیدا می کند. میلیونها نفرکشته و معلول میشوند، میلیاردها دلار دود میشود و به هوا میرود. محیط زیست مردم منهدم میشود. آخوندهای آدمخوار به آدمیزاد بسنده نمی کنند، کوهخوار و دریاخوار میشوند!
آخوندها به خاطر جنایات ضد بشریشان 62 بار توسط سازمان ملل محکوم میشوند. قاتل کودکان، زنان و خبرنگاران در جهان معرفی میشوند. مخالفین بی سلاح ملاها در اشرف و لیبرتی بارها موشک باران میشوند. آخوندهای دجال تا آنجا پیش میروند که حتی نخست وزیر هشت ساله خود و رئیس مجلس ارتجاع سابق خودشان را به خاک سیاه می نشانند. رفسنجانی نفر دوم نظام و ملیجک دربار خمینی تهدید میشود که سرنوشت منتظری را پیدا خواهد کرد. برغم همه آنچه آمد که تنها مشت نمونه خروار است، شیخ فری را ببینید که دموکرات شده است و دم از حقوق بشر میزند. از اروپایی ها طلبکاری می کند. راستی هم آب که سر بالا برود باید هم که قورباغه نظام ابوعطای خردمندی و حقوق بشربخواند!
از آنچه گذشت میتوان نتیجه گرفت:
اولا شرایط تغییرکرده است، دوران تغییر قوانین خاص خودش را دارد، سرعت تغییرات و تحولات یکی از این نشانه هاست. فراموش نکنیم پس از حمله به سفارت انگلیس در تهران، مدتها طول کشید تا رژیم اعتراف به اشتباهش کرده و غلط کردم بگوید.
ثانیا رژیم پس از زهرخوران اجباری اتمی بسیار تبلیغ کرد تا وانمود کند شرایط در ایران تغییر کرده است. حمله به سفارت عربستان یک بار دیگر ثابت کرد که ملاها تا سرنگونی تام و تمام خویش بر صدور تروریسم اصرار خواهند ورزید.
ثالثا، برکشورهای منطقه و بخصوص عربستان آشکار گشت که صحیح ترین راه در مقابله با ملاهای ستمگر در ایران نه مماشات که قاطعیت است و بس... مقامات عربستان پس ازغلط کردم گویی نماینده آخوندها در سازمان ملل به حق گفتند معذرت خواهی رژیم ملاها کافی نیست. ملاها باید دست از صدور تروریسم در منطقه و در کشورهای عربی بردارند.

محمد قرائی

گزارش خبری از تجمعات اعتراضی و اعتصابات کارگری در شهرهای مختلف ایران


در روزهای اخیر اعتراضات کارگری برای گرفتن حق و حقوق خود از کارگزاران چپاولگر رژیم و دولت فریبکار حسن روحانی ، رو به گسترش است . کارگران به جان آمده دست از کار میکشند و در سرمای زمستان ساعتها زیر فشار سرکوبگران تجمع میکنند .
بنا به گزارش رسیده ، کارکنان رسمی پتروشیمی ماهشهر یکشنبه
۱۳ دی ، در مقابل فرمانداری رژیم در این شهر تجمع اعتراضی برگزار کردند.
آنها در اعتراض به پرداخت نشدن حقوق و مطالبات خود تجمع کردند.
این کارکنان قبل از تجمع در مقابل فرمانداری رژیم، در سایت
۴ منطقه آزاد اقتصادی ماهشهر، تجمع کرده بودند.
*****
تجمع کارگران معدن طزره مقابل ساختمان معدن و فرمانداری
 
بنا به گزارش رسیده ، حدود
۵۰۰ کارگر معدن ذغال سنگ البرز شرقی برای دومین روز در اعتراض به معوقات دستمزد خود مقابل ساختمان ستاد مرکزی این معدن و فرمانداری دامغان تجمع کردند. 
معدن طزره یکی از معادن البرز شرقی محسوب می‌شود و از قرار معلوم کارگرانی که در این واحد معدنی مشغول کارند بابت نیمی از دستمزد مهرماه و تمامی دستمزد ماههای آبان و آذر طلبکارند.
از قرار معلوم در تجمع امروز حدود
۲۰۰ نفر از کارگران از ساعت ۷صبح و تا پایان ساعت کاری در مقابل ساختمان اداری معدن در شاهرود تجمع کردند 
*****
بنا به گزارش رسیده ،اعتراضات کارگران شرکت کیسون شهر ورزنه در اصفهان به پنجمین روز خود رسید
روز ١٢ دی کارگران شرکت کیسون در ایستگاه راه آهن شهر ورزنه در اعتراض به دستمزدهای پرداخت نشده خود برای پنجمین روز تجمع کرده و پیگیر خواستهایشان شدند.
*****
اعتصاب همزمان
۲۰۰۰ کارگر معادن زغال سنگ کرمان
بنا به گزارش رسیده ،بیش از
۲۰۰۰ کارگر چند معدن شهرستان کوهبنان در کرمان در اعتراض به تعویق سه ماه دستمزد از روز شنبه ۱۲ دیماه بطور هماهنگی و همزمان دست به اعتصاب و تجمع اعتراضی زدند. کارگران معدن هشونی در کوهبنان نیز اعلام کرده بودند که اگر تا ظهر روز شنبه ١٢ دی حقوق آنها پرداخت نشود به جمع اعتصاب کنندگان خواهند پیوست. کارگران معدن زمستان یورت غرب در آزادشهر گلستان نیز دست به اعتصاب زده و در مقابل فرمانداری شهر دست به تجمع اعتراضی زدند.
در تجمع اعتراضی روز شنبه کارگران معدن کوهینان کارفرما قول داد که یکماه حقوق آنان را بپردازد اما کارگران روز یکشنبه نیز دست به تجمع زدند و خواهان پرداخت حداقل دو ماه حقوق خود شدند.
بهانه کارفرما برای نپرداختن دستمزد کارگران اینست که شرکت ذوب آهن اصفهان پول ذغال خریداری شده را به آنها نپرداخته است و مسئولان ذوب آهن هم اعلام کرده اند که آهن آنها به فروش نمی رسد اگر می خواهند به جای پول به آنها آهن بدهند. کارگران نیز در قبال کارشان مزدشان را میخواهند و اعتراض ادامه دارد.
*****
تجمع کارگران پتروشیمی اصفهان
بنا به گزارش رسیده ،روز
۱۳ دیماه کارگران رسمی پتروشیمی اصفهان نیز در اعتراض به وضعیت استخدامی نامشخص خود مقابل استانداری اصفهان تجمع کردند. این تجمع دو ساعت به طول انجامید. کارگران میگویند از سال ۸۲ که مدیریت و مالکیت پتروشیمی اصفهان به بخش خصوصی واگذار شده است وضعیت استخدامی و بیمه بازنشستگی کارکنان این شرکت همچنان نامشخص و بلاتکلیف است. کارکنان نسبت به عملکرد سهامدار اصلی این شرکت پتروشیمی نیز معترض هستند
*****
در روز ١٢ دی جمعی از کارگران معدن ذغالسنگ «شمال شرق» قشلاق آزادشهر به دلیل تاخیر در پرداخت ١١ماه از حقوقشان، در مقابل فرمانداری شهرستان آزادشهر اعتراض کردند.
*****
اعتصاب کارگران سد گلمندره
 
روز ١٣ دی جمعی از کارگران سد گلمندره گرمه به علت تعويق پرداخت ٥ ماه دستمزد و عدم انعقاد قرارداد کاری خود در پی اعتراضاتی که داشته اند، دست از کار کشيده و در مقابل فرمانداری شهر تجمع کردند. بنا بر اخبار از مرداد ماه امسال هیچ‌گونه قراردادی با کارگران شاغل در سد گلمندره بسته نشده و مسئولین اداره کار شهرستان گرمه جوابی به خواست کارگران نداده اند.
*****
تجمع اعتراضی کارگران معدن زغال سنگ ملچ آرام رامیان مقابل فرمانداری
صبح روز ١٣ دی ٤٠ کارگر پیمانی معدن زغال سنگ ملچ آرام رامیان در اعتراض به تعویق پرداخت ده ماه دستمزد خود مقابل فرمانداری رامیان جمع شدند.
علاوه بر تعویق پرداخت حدود
۱۰ ماه دستمزد سه ماه ه پایانی سال ۹۳ و هفت ماهه آخرسال ۹۴، حق بیمه کارگراان این واحد معدنی با تاخیر چند ماهه به تامین اجتماعی پرداخت می‌شود و به تبع آن دفترچه‌های درمانی تعداد زیادی از کارگران فاقد اعتبار شده است. کارگران همچنین به نحوه اجرای طرح طبقه بندی مشاغل اعتراض دارند.
*****
دومین روز تجمع اعتراضی کارگران معادن اولیه پابدانا
 
به گزارش رسیده ، صبح روز ١٣ دی دومین روز تجمع حدود ٢٠٠ کارگر تونل ٤ معادن اصلی پابدانا در مقابل درب ورودی این واحد معدنی برپا شد. اعتراض کارگران به تعویق پرداخت
 
سه ماه دستمزدشان است. در تجمع روز گذشته مدیریت وعده پرداخت یک ماه از دستمزد کارگران را داد اما کار خواستار پرداخت حداقل دو ماه دستمزدشان شدند.
معدن پابدانا در کرمان قرار دارد و بیش از هزار کارگر در آن مشغول کارند که عموم آنها با مشکل پرداخت به موقع دستمزدها روبرویند. این اعتراض ادامه دارد.
*****
حدود 200 از کارگران در مقابل ساختمان اداری معدن در شاهرود و بقیه کارگران نیز که در دامغان ساکن هستند، در مقابل فرمانداری رژیم در این شهر تجمع کرده اند.
در سمنان همچنین کارگران پستهای فشار قوی، در مقابل ساختمان مرکزی برق منطقه ای این استان تجمع اعتراضی برگزار کردند. آنها در اعتراض به اینکه ”هنوز رتبه بندی مشاغل در مورد آنها اجرایی نشده است، دست به این تجمع زدند. خبرگزاری حکومتی ایلنا با مخابره این خبر اعتراف کرد: کارگران پستهای فشار قوی در استان‌های دیگر نیز تجمعات مشابهی برگزار کردند
*****.
همچنین جمعی از مردم مشهد که سرمایه شان توسط مؤسسه غارتگر پدیده شاندیز چپاول شده، صبح دوشنبه 14 دیماه در مقابل ساختمان وزارت کشور در خیابان فاطمی تهران تجمع اعتراضی برگزار کردند.
بنا به گزارشها مردم کرمان نیز که توسط این موسسه رژیم غارت شده اند، روز سه شنبه 15دی94 در مقابل استانداری رژیم در کرمان تجمع خواهند کرد
. بنا به گزارش رسیده ، بیش از۴۰۰ تن از کارگران پیمانی مترو تهران در مقابل ساختمان شورای شهر رژیم در خیابان بهشت در تهران تجمع کردند.
کارگران زحمتکش این تجمع که روز سه‌شنبه پانزدهم دی برگزار شد را در اعتراض به پرداخت نشدن حقوق و مطالبات عقب‌افتاده خود برپا کردند. کارگران می گویند: بدون آن که پیمانکارسابق همه حقوق آنها را پرداخت کرده باشد، قصد تسویه‌حساب و قطع همکاری با شرکت مترو را دارد

۱۳۹۴ دی ۱۱, جمعه

معنی «جام زهر انتخابات» در این مقطع

«انتخابات» مجلس خبرگان رهبری همزمان با مجلس شورای آخوندها، قرار است در اسفند ماه برگزار شود. جدال و کشمکش بین باندهای رقیب بخصوص در راس نظام غوغا می کند.ا
انتخابات خبرگان رهبری به دلیل اینکه تضادهای راس نظام را برجسته و عیان می کند، نسبت به انتخابات مجلس از اهمیت و حساسیت بیشتری برخوردار است.
افسار پاره کردن ایادی رژیم، جزئیاتی از «اغراض» ولی فقیه و باندهای حامی او، در این مضحکه را، کم کم رو می کند.
بعد از شکست در مذاکرات اتمی و سیاست های منطقه ای که خود را در عقب نشینی های مکرر ولی فقیه از مواضع گذشته نشان داد، کل نظام در وضعیت حساسی قرار گرفته است. توجیه های مضحک و «بسیجی گول زن» خامنه ای در گردهمایی های مختلف، نتوانست در داخل نظام، او را به «محور اتحاد» همه باندها تبدیل کند. معلوم شد که در راس، همان گونه که در بدنه نظام، هر کس ساز خود را کوک می کند و حاضر نیست سرنوشت نظام را همچون گذشته بدست خامنه ای بسپارد.
رفسنجانی و روحانی به هر دری می زنند تا «باندشان» در صحنه به صورت فعال باقی بماند و «حذف» نشود. رفسنجانی به عنوان «سرفتنه» با پی بردن به ضعف های اساسی ولی فقیه، به تهاجم دست زده و ظاهرا قصد کوتاه آمدن ندارد. او حتی تهدیدهای سران سپاه که برای مرعوب و وادار کردنش به «انصراف داوطلبانه» از کاندید شدن در این نمایش، صورت می گیرد را، نادیده گرفته و کار خود را ادامه می دهد.
کرنش های گاه و بیگاه حسن روحانی در مقابل خامنه ای در این مقطع هم از موضع ضعف در برابر او نیست. میخواهد باندهای سرکش و افسار پاره کرده ولی فقیه را آچمز کند. او اگر چه از چاکران ولایت خامنه ای است، سرنوشتش را در این مقطع، به رفسنجانی و سیاستی که به خیال خود، نجات رژیم از گردابهای مهیب در پیش را دنبال می کند گره زده است.
خامنه ای و سپاه میخواهند که افراد باند رفسنجانی و روحانی که به مخالفت آشکار با او معروف هستند، صرفا به نشان دادن چهره هایشان در انداختن رای به صندوق اکتفا کنند که تا این لحظه به این هدف نرسیده اند. افراد این باند به صورت فله ای برای این معرکه گیری ثبت نام و کاندید شده اند.
تهاجم مردم به کل نظام هم با به توجه به ناتوانی های بنیادی و بی سابقه ولی فقیه، آغاز شده و «انتخابات» فرصت مناسبی برای شدت بخشیدن به این تهاجم است.
نیاز ولی فقیه به برگزاری این «انتخابات»، دیواری حفاظتی برای حرکات انقلابی مردم با هدف به زیر کشیدن این نظام، محسوب می شود که در پناه آن، حرکت مستقل مردم، خارج از باندهای مختلف رژیم، میسر و ساده تر است.
ولی فقیه در انظار جهانی بسیار منفور است. او به یک نمایش «مشروعیت نظامش» بیش از همیشه احتیاج دارد. خامنه ای تصور می کند که این مهم فقط می تواند با برگزاری یک چنین نمایشی، با شرکت تمامی ایادی داخلی و خارج کشوریش، حاصل شود.
سیاست «مماشات» با سردمداران بدنامش هم برگزاری و حلوا حلوا کردن این «توهین» بزرگ به ایران و ایرانی، با لگدکوب کردن بی شرمانه «دمکراسی» و «آزادی» مورد ادعایشان را، انتظار می کشد.
اینکه این مجموعه، با همکاری شرکای ریز و درشتش بتواند به آرزوی خود برسد، معلوم نیست؛ اما نقشه آنها به نظر می رسد، قربانی کردن مجدد آرا و آرزوهای مردم ایران، به پای منافع حقیر اقتصادی و ملاحظات سیاسی و استراتژیک و البته خواب و خیال هایشان برای ایران و منطقه خاورمیانه باشد.
و اما معنی جام زهر در این مرحله چیست و چگونه به حلقوم ولی فقیه سرازیر می شود؟
همانطور که گفته شد ولی فقیه باید این «نمایش» را با بزرگنمایی های معمول و با شرکت همه باندها و دستجات حکومتی در داخل و حامیان خارج کشوری خود، برگزار کند. یکی از مشکلات اصلی او در این مورد، «حذف» بعضی از این مهره هاست که نبودنشان در صحنه، باعث از رونق افتادن این «تئاتر روحوضی» است.
مهره های اصلی نظام، بسیار مورد نیاز ولی فقیه هستند، حتی اگر مواضعشان کاملا در تقابل با «هوا و هوس» های رهبر مفلوکشان باشد. برای قانع کردن رسانه های خارجی هم تمامی چهره های درونی نظام باید برای رای دادن صف بکشند. این موضوع «حذف» آنها را برای ولی فقیه مشکل می کند.
اگر «حذف» کند، «انتخابات» از رونق می افتد. اگر «حذف» نکند، با بالا دست قرار گرفتن احتمالی آنها در ارگانهای اصلی نظام، در آینده، برای پیشبرد اهدافش مشکل اساسی خواهد داشت.
ولی فقیه در این مقطع باید تصمیم بگیرد که چه راهی را انتخاب کند. تیغ را از رو ببندد و از خیر «مشروعیت» نظام بگذرد و دست تجار خارجی و صاحبان سرمایه را در گردو بگذارد، یا به رقبا میدان حضور دهد و کار کنترل آنها را به آینده، با تکیه بر سپاه و بسیج و ارگانهای اطلاعاتی و بخصوص «دفترش» که حجم و نفوذی بیش از دولت روحانی در حال حاضر دارد، واگذار کند.
ولی فقیه هر راهی در پیش بگیرد، برای خود و نظامش ریسک خارج شدن مردم از کنترلهای سخت و خطر سقوط نظامش در یک قیام مردمی دیگر را خریده است. پارامتری که تمامی باندهای رژیم و بخصوص آنهایی که در خارج کشور دل در گرو او و حفظ نظامش دارند را به وحشت می اندازد.
هرچه به تاریخ برگزاری این «انتخابات» نزدیکتر می شویم، وحشت از مردم و قیامشان بر علیه کلیت نظام، در فرصت باز شدن اجباری فضای سیاسی ناشی از امکان حضور آنها در خیابانهای شهرهای بزرگ، بیشتر در صحبتهای سردمداران نظام آشکار می شود.
این وضعیت نشان می دهد که «ولی فقیه» نظام «جام زهر» را بلند کرده ولی در نوشیدن آن، تردید دارد. زهر را سر بکشد و رقبا را حذف کند، یا به حضور آنها در صحنه «انتخابات» تن دهد و خوردن زهر را به عقب بیاندازد. در آینده نزدیک شاهد انتخاب ولی فقیه خواهیم بود.
با توجه به مطالبی که گفته شد، شرکت نکردن و تحریم این «انتخابات»، یک امر ضروری و لازم است. نباید به این نظام اجازه داد که یکبار دیگر اراده و خواست ایرانیان را به سخره بگیرد. از همین موضع است که مردم ایران کسانی را که شرکت در این «انتخابات» را تبلیغ می کنند از خود نمی دانند و آنها را در هرجا و هرمقام و موقعیتی هستند، طرد و منزوی می کنند.

عزیز پاک نژاد

بی هیچ مقدمه

یا پیچ و تاب کلام و چون و چرا اگر جنایات رژیم جلادان را با سی و هفت سال کشتار، ترور و جنگ، عادت مزمن جنگ افروزی «بوش ها» را در عراق و بی جربزگی بی جبران رییس جمهور فعلی ابر قدرت سابق را همراه با صلحجویی کاذب جنگ افروزانه در سوریه و مجذوبیت بی شباهت او نسبت به ملایان باضافه لاس سیاسی ـ طاس اقتصادی سوداگران سود و اسلحه را با یک حساب سرانگشتی با هم جمع کنیم حاصلش زایش غول با شاخ و دم وحشتناکیست بنام داعش که نه تنها جهان موجود و تمدن جاری آن و حضور انسان و کرامت او را اصلا برنمیتابد بلکه حتی یکجا قصد نابودی آن را دارد چنانچه مبارزه با آن صرفا به نبرد ـ البته ضروری ـ نظامی ختم شده و برای برکندن ریشه های تنیده آن در تار و پود عمامه و عبای ملایان تصمیم و اقدام اساسی صورت نپذیرد. بماند که از این پیشتر نیز وقتی قدمهای نسبتا کوتاه و نخست هیولا تا نیویورک، آرژانتین و بعضی کشورهای دیگر رسید اگر علل و ریشه های آن را به عمد یا سهوا نادیده نگرفته و راه سریع اقدام عملی در مقابل آن را نیز پشت گوش نمیانداختند بی شک رشد آن تا حد کنونی و چنین مرحله هولناک جهنمی و جهانی گسترش نیافته بود بخصوص که مقاومت ایران و شاخص آن مریم رجوی نیز از سالها پیش بارها برخطر «بنیادگرایی دینی بسا خطرناکتر از خطر اتمی» تأکید و نسبت به پیامدهای مرگبار و ضرورت مقابله با آن نظرات مشخص و رهنمود های قابل دسترس ارائه نموده بود.
پادزهر ناگزیر رهایی از چنگال بنیادگرایی هار مذهبی و ممانعت جدی از تکرار فاجعه پاریس و ادامه کشتار انسانها بنام دین و اسلام و به خصوص غلتیدن به دام جنگ جدیدی از نوع جنگهای صلیبی بی تعارف و تواضع، وجود و حضور جدی نیرویی عمیقا دمکراتیک اما ضرورتا با باورهای اسلامی را میطلبد که مطلقا در تضاد با تحجر و توحش افسارگسیخته بنیادگرایی اسلامی برخاسته از خمینیسم بوده و با اتکا به اعتقادات و باورهای مذهبی، رودررو و پنجه در پنجه ملایان جنایتکار داعش پرور، دوگانگی و تفاوت میان اسلام معتدل مترقی را با انواع بنیادگرایی دینی از نوع آخوندی با برجستگی وجوه آرمانی در جریان عمل و پروسه مبارزه و مقاومت به ظهور رسانده باشد.
برای همین حالا میشود ـ بی آنکه اسیر «اتوپی» باشم ـ به سادگی اما به تأکید بگویم در زمان رذالت پیشه و جهان جاری مهجور و در غیاب هر جنبش متشکل، مستقل و مسلمان ـ البته به اسف ـ در حال حاضر با یقین تنها مجاهدین آلترناتیو موجود در برابر هولناکترین هیولای آدمخوار جهان بوده و میباشند و بر این اساس حمایت از این جنبش سازمانیافته جدی ضد بنیادگرایی و شاخص آن مریم رجوی بعنوان زنی مسلمان بگمانم برای هرکس حتی با کمترین تصویر و تصور از فجایع ناشی از جنگ و کشتار توسط متعصبین خمینی صفت کافیست تا فکر و باور کند که اگر این دیو رها از بند همچنان بی افسار و آزاد بماند به زودی نه فقط دوباره مردمان بیگناه پاریس، آرژانتین و... بلکه دیگران را نیز همه یکجا خواهد بلعید مگر اینکه در راستای مصاف با غول آدمخوار داعش نام و دیگر انواع آن، پنهان در لابلای عمامه ملایان، هرکس در حد توان و با هر باور دینی و آرمانی یا بی آن، صرفا با تکیه بر وجوه انساندوستی و صلحجویی، مریم رجوی را در مسیر سخت و سلحشورانه ای که در راستای مبارزه با هیولای بنیادگرایی پیش برده و میبرد، یاری و همراهی نموده و دستانی که برای آزادی و پیروزی نیکی و مهر بر پلشتی و دشمنی به سوی همگان گشوده است را به گرمی بفشاریم تا بیش از پیش نیز سبب انگیزه و تشویق افکار عمومی بشردوستانی بشود که بویژه این اواخر و پس از فاجعه پاریس به اهمیت نقش آرمانی، اخلاقی و فرهنگی مجاهدین برای مقاومت ضد ارتجاع و بنیادگرایی دینی پی برده و از فراخوان مریم رجوی برای تشکیل جبهه ای جهانی در این راستا صمیمانه استقبال کرده اند.

ناهید همت آبادی