۱۳۹۴ آذر ۲۷, جمعه

بولتن اخبار ایران

تصویب قطعنامه علیه نقض حقوق بشر در ایران توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد پس از توافق هسته‌ای
به گزارش خبرگزاری فرانسه از مقر سازمان ملل در نیویورک، مجمع عمومی سازمان ملل با تصویب قعطنامه ای که دولت کانادا آن را پیشنهاد کرده بود نقض حقوق بشر در ایران را محکوم کرد. در این قعطنامه نسبت به اجرای مجازات اعدام در ایران که از ابتدای سال میلادی تا کنون بالغ بر ۸۰۰ نفر بوده بشدت ابراز نگرانی شده است.
قطعنامه پیشنهادی علیه ایران با حضور ۱۹۳ نماینده از کشورهای جهان پنج‌شنبه (۱۷ دسامبر/۲۶ آذر) به رای گذاشته شد که ۸۱ کشور آن را تایید کردند. ۳۷ کشور به این قطعنامه رای منفی و ۷۶ کشور نیز رای ممتنع دادند.
در این قطعنامه از سرکوب فعالان سیاسی و روزنامه‌نگاران به شدت انتقاد شده است. 
چین، کوبا، روسیه، سوریه، آفریقای جنوبی، هند، اندونزی، عراق و لبنان از جمله مخالفان تصویب قطعنامه علیه نقض حقوق بشر در ایران بودند.
همچنین در متنی که از سوی اتحادیه اروپا و ژاپن پیشنهاد شده، مجمع عمومی سازمان ملل نقض "آشکار" حقوق بشر در کره شمالی را محکوم کرده و از شورای امنیت این سازمان خواسته تا از طریق دیوان کیفری بین‌المللی اقدام کند.

خودسوزی دختر ۱۷ ساله مریوانی کرد 
در اقدامی هولناک یک دختر ۱۷ ساله مریوانی اقدام به خودسوزی کرد. وی بعد از دو روز بستری شدن در بیمارستان، بدلیل شدت سوختگی جان خود را از دست داد.
به گزارش فعالان حقوق بشر در ایران، دکتر هوشیار سایه میری مدیر شبکه بهداشت و درمان مریوان، گفت: بعد از انتقال (پ.م) به بیمارستان بوعلی این شهر این بیمار ۹۰ درصد سوختگی داشت که بلافاصله به بیمارستان توحید سنندج اعزام شد.
علت اصلی این خودسوزی اعلام نشده است اما برخی شایعات از مشکلات خانوادگی حکایت دارد. اما چرا جوانان و نوجوانان دست به خودکشی می زنند و هر روز بر تعداد خودکشی کننده ها افزوده می گردد بی شک حاکمیت آخوندهای فاسد و چپاولگر ، زندگی و امید به زندگی را در جامعه و بویژه جوانان به یأس و نا امیدی تبدیل کرده است و علت اصلی خودکشی نبود آزادی های فردی و اجتماعی و فقر و بیکاری است که روز بروز در حال افزایش است.،

۶سال بلاتکلیفی نخبه جوان و تيز هوش ایرانی در زندانهای رژیم 
"
مسعود جعفری آبادی" جوان تیز هوش ٢٦ ساله ای که بعلت هک کردن سایت خامنه ای و وزارت اطلاعات و دیگر وزارتخانه های رژیم بیشتر از ٦ سال است که در زندان های مختلف تحت عنوان اقدام علیه امنیت از طریق نقوذ غیرمجاز تخریب و جاسوسی رایانه ای بسر میبرد.
وی بعلت بلاتکلیف بودن پرونده اش تا زمان صدور حکمش از پاسخگویی به نماینده دادستان طفره رفت.
مسعود جعفر آبادی در سن ١٤ سالگی موفق به اخذ دیپلم از مدرسه ی تیزهوشان تهران و در سن ١٨ سالگی لیسانس خود را در رشته معماری اتی در دانشگاه امیر کبیر تهران در سال ١٣٨٧ اخذ نمود و دانسجوی ترم دوم کارشناسی ارشد در همین دانشگاه بود که در سن ١٩ سالگی دستگیر شد و طی شش سال گذشته همچنان بلاتکلیف است.

گران شدن میوه شب یلدا
بنا به گزارش های رسیده،در آستانه شب یلدا، قیمت انواع میوه در بازار میوه و تره‌بار افزایش پیدا کرده است. میوه هایی مانند هندوانه، خرمالو و انار علاوه بر کمیاب شدن بسیار گران شده‌اند.
قیمت هندوانه در حدود کیلویی۴۰۰۰ تومان رسیده است. همچنین قیمت این محصول در مغازه‌های عمده‌فروشی به کیلویی ۳۰۰۰ تومان رسیده است. 
هر کیلوگرم سیب درجه یک ۵۰۰۰ تومان، پرتقال درجه یک ۵۰۰۰ تومان، نارنگی درجه یک ۵۰۰۰ تومان، خیار گلخانه‌ای ۴۰۰۰ تومان و کیوی ۵۰۰۰ تومان است. گریپ فروت و انگور نیز کیلویی ۳۰۰۰ تومان فروخته می‌شود. 
همچنین موز هم کیلویی ۳۴۰۰ تومان بود که به ۴۰۰۰ تومان افزایش یافته است.
قیمت خرمالو که از میوه های مخصوص شب یلداست دو برابر شده و از کیلویی در حدود ۳۰۰۰ تومان به کیلویی ۷۰۰۰ تومان رسیده است.

تسخیر رستوران پدیده توسط مالباختگان مؤسسه پدیده در مشهد
بنابر گزارش رسیده روز پنج شنبه ۲۶ آذر ۹۴ در مشهد، مالباختگان موسسه پدیده ، در یک حرکت اعتراضی رستوران پدیده در شاندیز مشهد را تسخیر کردند.مالباختگان پس از نتیجه نگرفتن از تجمعات اعتراضی دست به این حرکت زدند.
همچتین در یک حرکت اعتراضی دیگر جمعی از مالباختگان در مشهد یک کارناوال اعتراضی شامل صد خودرو به راه انداختند.
بنا بر گزارشها اوایل هفته در تهران نیز مالباختگان پدیده، رستوران اریکه متعلق به مؤسسه پدیده را تسخیر کرده و در محل تحصن کردند.. 
همچنین مالباختگان مؤسسه پدیده در اصفهان نیز در مقابل استانداری رژیم تجمع اعتراضی برگزار کردند.
یک زندانی در درگیری داخل زندان به قتل رسید
در ۲۴ آذر ۹۴ زندانیان زندان گوهردشت در زمان انتقال حجت حاتمی زندانی سیاسی به بهداری ، با جسد بی جان یکی از زندانیان عادی روبرو شدند.
کاغذی در کنار جسد توسط زندانیان پیدا شد که نام وی مجتبی قیاسوند فرزند ایمامعلی و علت مرگ درگیری در زندان نوشته شده بود.

مرگ نوزادی درحین زایمان دراثر تزریق آمپول اشتباه در الیگودرز
 چند روزی ازفاجعه کشیدن بخیه های کودک اصفهانی نگذشته است که باز هم دراثر سهل انگاری پزشک  وهمچنین کمبود امکانات بیمارستانی٬ این بار نوزادی  در الیگودرز فوت کرد.
در روز ۱۵ آذرماه مادر بارداری به نام افسانه جلیلوند پس از تزریق آمپولی که برای زایمان زودرس توسط پزشک معالج بیمارستان موسوم به امام جعفر صادق الیگودرزتجویز می شود دچار تشنج شده وبه اتاق عمل انتقال می یابد اما به علت نبود دکتر متخصص مادر به حالت کما فرو می رود ومتاسفانه نوزاد می میرد.
برادر خانم جلیلوند درباره این اتفاق گفت: در ساعت ۱۰ شب در بیمارستان، فشار خواهرم بررسی می شود و از سوی پزشک آمپولی برای زایمان زودرس تجویز می شود اما در حالی که بیمار در حال زایمان طبیعی بوده دچار تشنج می شود که پس از مراجعه پرستار به پزشک برای حضور بر بالین بیمار متاسفانه پزشک مسئول بخش زایمان در بخش دیگری مشغول عمل جراحی بوده است و تا ساعت ۸ صبح خواهر اینجانب بر روی ویلچر به دلیل نبود تخت خالی در بیمارستان رها می شود که پس از آن در حین انتقال از بخش به اتاق عمل با ویلچر! درحالی که نیمی از عمل زایمان طبیعی انجام شده کودک به دلیل فشار های وارده از بین می رود.

تیر اندازی مزدوران نیروی انتظامی رژیم در اهواز به دستفروشان 
ظهر روز چهارشنبه 24آذرماه 94 مأموران شهرداری اهواز در یک اقدام ضدانسانی به دستفروشان خیابان نادری حمله کردند این اقدام مأموران شهرداری با پشتیبانی و حضور نیروی سرکوبگر انتظامی بود. دست فروشان مقاومت کرده و بساط های خود را جمع نکردند. مزدوران نیروی انتظامی هم اقدام به تیراندازی مستقیم می‌کنند. در اثر این هجوم وحشیانه تعدادی از کسبه و رهگذران مجروح می‌شوند. همچنین خانمی باردار در اثر شوک ناشی از دیدن این صحنه سقط جنین می‌کند.
تعدادی از دست فروشان به نشانه اعتراض برخی مراکز حکومتی از جمله یکی از مهمترین مراکز خرید و یک هتلها و پانسیون بهبهانی حمله کرده و آنها را به آتش می‌کشند. این پانسیون مخصوص مهمانان خارجی و نیروهای حفاظت و اطلاعات سپاه می‌باشد. روز 23آذرماه جاری نیز نیروی انتظامی و شهرداری به دستفروشان این منطقه حمله کرده بودند.
کارگران کاغذ سازی پارس تجمع اعتراضی برپا کردند


صبح روز جهارشنبه :بیش از ۵۰۰کارگر کارخانه «کاغذ سازی پارس در اعتراض به پرداخت نشدن مطالبات مزدی خود درمقابل درب ورودی کارخانه تجمع کردند. کارگران این مجتمع صنعتی با احتساب آذر ماه نزدیک به سه ماه معوقات مزدی طلبکارند و همچنین حق بیمه آن‌ها همسان با حقوق، هنوز به حساب سازمان تامین اجتماعی پرداخت نشده ودر حال حاضر اداره تامین اجتماعی شهرستان شوشتر راضی به تمدید دفترچه‌های درمان کارگران نمی‌شود. علیرغم آنکه که همه کارگزاران رژیم در استان و شهرستان از مشکلات کارگران کاغذ سازی پارس باخبرند, بی‌تفاوتی‌ کارفرما در خصوص پرداخت مطالبات مزدی آن‌ها ادامه دارد

تظاهرات مردم بهبهان و تیراندازی مزدوران نیروی انتظامی به روی تظاهرات کنندگان وکشته شدن یک تن ازمردم


 

روز سه‌شنبه ۲۴ آذر ۹۴ شماری از ساکنان روستای "شهرویی "بهبهان در اعتراض به خودداری رژیم آخوندی از استخدام آنها در پالایشگاه گاز بیدبلند ۲، تظاهرات کردند. 
آنها مسیر بهبهان به رامهرمز را بسته و با مزدوران سرکوبگرانتظامی رژیم درگیر شدند.
سرکوبگران انتظامی به سوی تظاهر کنندگان تیراندازی کردند که بر اثر این تیراندازی یکی از اهالی روستا کشته و دو نفر زخمی شدند.  در این درگیری یکنفر از نیروهای انتظامی نیز زخمی شد.
این تجمع منجر به بسته شدن مسیر ارتباطی بهبهان به اهواز شده و باعث به‌وجود آمدن ترافیک سنگین گردید.  مزدوران نیروی انتظامی چند نفر از تجمع‌کنندگان را نیز دستگیر و با خود بردند





بد بختی های یک مامور وزارت اطلاعات نامه ای از مازندران

اجازه بدهید که من خودم را با نام «الف – د» معرفی کنم . تابحال چند با رتصمیم گرفته ام که برای شما نکته ای را که خودم شاهد بودم بنویسم ولی هر بار نمیدانم چرا این موضوع را پشت گوش انداختم . با خودم فکر میکردم که این مساله که روشن است ، شاید مساله مهمی نباشد ولی این بارتصمیم گرفتم که در هرحال آنچه را که میدانم بنویسم . یکی از نفرات انجمن نجات در شهر ما عبدالله افغان نام دارد . حدود ۱۰ سال قبل، او پس از بریدگی از اشرف به ایران برگشت و در اوج خواری و ذلت به نزد وزارت اطلاعات رفت و به همکاری با وزارت اطلاعات پرداخت . درشهر همه به او به چشم یک آدم ذلیل بدبخت و خائن نگاه میکنند. آنقدر ذلیل و بدبخت است، بصورتی که با همه نفرتی که نسبت به او داشتم ولی یکبار از موضع انسانی از این همه ذلت و بد بختی او دلم بحالش سوخت . حتما سوال میکنید که چطور دلت به حال یک خائن که کارش جاسوسی و فشار روی خانواده های مجاهدین است میسوزد ؟ روزی با عجله ازمحله ای عبور میکردم ، متوجه تجمع مردم در محلی شدم ابتدا به دلیل عجله ای که داشتم قصد توقف نداشتم . ولی کنجکاوی باعث شد که توقف کنم . جلو رفتم دیدم مردم راجع به فردی به نام عبدالله صحبت میکنند . در همین زمان خانمی هم رسید و با صدای بلند سوال کرد اینجا چه خبر شده است؟ یکی از جوانانی که در محل ایستاده بود گفت بد بخت عبدالله افغان خود کشی کرده است ما تلاش میکنم او را نجات بدهیم . آن خانم مجددا سوال کرد :‌ با چی خودکشی کرده است ؟ آن جوان درجواب گفت :‌ با قرص ؟ آن خانم در ادامه گفت :‌ بد بخت این اولین بارش نیست که خودکشی میکند.ازروزی که از اشرف برگشته همه دوستان و حتی اقوام و فامیلهایش او را طرد کرده اند ، دیگر مردم به چشم سابق به او نگاه نمیکنند به او لقب های بدی میدهند و او خیلی تحت فشار بود . میگویند که او با یک دفتری وابسته به وزارت اطلاعات هم کار میکند . در آنجا هم با تحقیر و توهین با او رفتار میکنند . عبدالله به حاجی ........ درمحله گفته بود : من الان چوب دو سر طلا شده ام نه دنیا را دارم و نه آخرت، واقعا از زندگی سیر شده ام . همه او را طرد کرده اند ، او مایع سرشکستگی خانواده و همه دوستانش شده است . بچه محلهای سابقش به او به چشم یک جاسوس نگاه میکنند . او با هیچکس رابطه ندارد و دپرسیون گرفته است ، خلاصه هرچی از بد بختی او بگویم کم گفته ام ، معلوم است که باید خودکشی بکند . تقصیر خودش است . خوب است این نکته را هم اضافه کنم که :‌ مردم به این رژیم و عواملش خیلی کینه دارند ودنبال فرصت مناسب هستند که به هر بهانه ای انتقام خودشان را از پاسداران و بسیجی ها وعوامل وزارت اطلاعات بگیرند . مردم میخواهند سر به تن این رزیم نباشد بهمین دلیل به مزدوران وزارت اطلاعات بخصوص آنها که قبلا علیه رژیم می جنگیدند بعد بریدند و به داخل کشور باز کشته اند و با رژیم کار میکنند بطور کینه ای نگاه میکنند آنها را بدتر از اطلاعاتی ها میدانند . آنها خانواده ها را تحت فشار قرار میدهند.باسم خانواده ها نامه جعل میکنند دروغ میگویند شایعه سازی میکنند پدران ومادران پیر واز کار افتاده را بدستود وزارت اطلاعات اینور وآنورمیشکانند . الف –د مازندران

۱۳۹۴ آذر ۲۵, چهارشنبه

کتیبه کورش نخستین منشور حقوق بشر در جهان

كتيبه كورش را بسياري اولين منشور حقوق بشر نام گذاشته اند.کتیبه کورش از افتخارات ما ایرانیان است . اما متأسفانه صدها سال از تاریخ گذشته ایران تا به امروز را که می نگریم اثری از اجرای این منشور حقوق بشر را نمی بینیم و خونهای زیادی از آزادیخواهان و فعالین حقوق بشر که برای رسیدن و بدست آوردن همین حقوق که در کتیبه کورش نوشته شده، توسط حاکمان ستمگر ریخته شده است و همچنان بدست رژیم جنایتکار خامنه ای در زندانها و خیابانها و در هر مکان که مبارزه و مقاومت هست ،ریخته می شود.
كورش در منشور خود مي گويد هر انسان مي تواند در هر نقطه از جهان كه خواست سكني گزيند وهيچ كس مجاز نيست اموال منقول يا غير منقول او را تصرف كند.اما امروز شاهد هستیم که حاکمان کشورهای متمدن نیز مرز ها و راه ها را به روی پناهجویان و آوارگان که از ستم دیکتاتورها گریخته اند و میخواهند خود را به مکان امنی برسانند،می بندند!
متن کتیبه کورش را بخوانیم:
منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه ي جهان!
پسر کمبوجيه، شاه بزرگ، شاه انشان ،نوه کوروش، شاه بزرگ، نبيره چيش پيش، شاه بزرگ ، شاه انشان از دودماني که هميشه شاه بوده اند و فرامانروائي اش را « ِ‌بل »و « نبو » گرامي مي دارند و با دل خوش پادشاهي او را خواهانند .
من بدون جنگ و پيکار وارد بابل شدم وهمه ي مردم مقدم مرا با شادماني پذيرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهرياري نشستم . مردوک خداي بزرگ، دل هاي مردم بابل را به سوي من گردانيد زيرا من او را ارجمند و گرامي داشتم . او بر من ، کوروش که ستايشگر او هستم و بر کمبوجيه پسرم ، و همچنين بر کَس و کار و همه سپاهيان من ، برکت و مهرباني ارزاني داشت .
ما همگي شادمانه و در صلح و آشتي مقام بلندش را ستوديم . به فرمان « مردوک » ، همه شاهان بر تخت پادشاهي نشسته اند . همه پادشاهان از درياي بالا تا درياي پائين (شايد منظورش ازمديترانه تا خليج فارس باشد)
همه مردم سرزمين هاي دوردست ، از چهارگوشه جهان ، همه پادشاهان « آموري » و همه چادرنشينان مرا خراج دادند و در بابل به پاي من افتادند.
من شهرهاي آگاده، اشنونا ، زمبان ، متورنو ، دير ، سرزمين گوتيان و همچنين شهرهاي آنسوي دجله که ويران شده بود را از نو ساختم . فرمان دادم تمام نيايشگاه هايي را که بسته شده بود، بگشايند. من همه ي خدايان اين پرستش گاه ها را به محل خود بازگرداندم . همه مردماني را که پراکنده و آواره شده بودند، به موطن خود برگرداندم و خانه هاي ويران آنان را آباد کردم . همچنين پيکره ي خدايان سومر و اکد را که « نبونيد » ، بدون هراس از خداي بزرگ، به بابل آورده بود، به خشنودي مردوک «خداي بزرگ» و به شادي و خرمي به نيايشگاه هاي خودشان بازگرداندم. باشد که دل ها شاد گردد
(نبونيد حاكم بابل كه پادشاهي ظالم بود درلشكركشي ها و غارت گري هايش خداي سومريان را غنيمت گرفته بود)
بشود که خداياني که آنان را به جايگاههاي نخستين شان بازگرداندم هر روز در پيشگاه خداي بزرگ برايم خواستار زندگي بلند باشند ، چه بسا سخنان پُربرکت و نيکخواهانه برايم بيابند ، و به خداي من بگويند: کوروش شاه ،پادشاهي است که تو را گرامي مي دارد و پسرش کمبوجيه نيز
اينک که به ياري «مزدا» تاج سلطنت ايران و بابل و کشورهاي چهارگوشه جهان را بر سرگذاشته ام اعلام مي کنم تا روزي که زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد دين و آئين و رسوم ملت هائي را که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زير دستان من دين و آئين و رسوم ملت هائي که من پادشاه آنها هستم يا ملت هاي ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند.
من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام تا روزي که زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد هرگز سلطنت خود را بر هيچ ملتي تحميل نخواهم کرد و هر ملتي آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند يا نکند و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من براي سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد. من تا روزي که پادشاه ايران هستم نخواهم گذاشت کسي به ديگري ظلم کند و اگر شخصي مظلوم واقع شد من حق وي را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد.
من تا روزي که پادشاه هستم نخواهم گذاشت كسي مال غير منقول يا منقول ديگري را به زور يا بدون پرداخت قيمت آن و رضايت صاحب مال ، تصرف نمايد.
من تا روزي که زنده هستم نخواهم گذاشت که كسي ، كسي را به بيگاري بگيرد و بدون پرداخت مزد او را به کار وا دارد.
من امروز اعلام مي کنم که هر کسي آزاد است هر ديني را که ميل دارد بپرستد و در هر نقطه که ميل دارد سکونت کند مشروط بر اينکه در آنجا حق کسي را غصب ننمايد و هر شغلي را که ميل دارد پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو که مايل است به مصرف برساند مشروط بر اينکه لطمه به حقوق ديگران نزند. هيچ کس را نبايد به خاطر تقصيري که يکي از خويشاوندانش داشته است مجازات کرد .
من برده داري را برانداختم. به بدبختي هاي آنان پايان دادم .
من تا روزي که به ياري مزدا زنده هستم و سلطنت مي کنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان را به عنوان غلام و کنيز بفروشند و حکام و زير دستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و ماموريت خود مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و کنيز بشوند و رسم بردگي بايد به کلي از جهان برافتد.

از مزدا خواهانم که مرا در راه اجراي تعهّداتي که نسبت به ملت هاي ايران و بابل و ملل چهار جانب جهان بر عهده گرفته ام موفق گرداند.

۱۳۹۴ آذر ۱۸, چهارشنبه

فیلمی از تجمع اعتراضی دانشجوهای دانشگاه نجف آباد در روز 16 آذر 94 با فریاد شعار«دانشجو مي ميرد،ذلت نمي پذيرد»


اجرای سرود یار دبستانی توسط دانشجوهای دانشگاه تهران در روز 16 آذر 94


سخنرانی دکتر محمد ملکی درمراسم خاکسپاری مادر مبارز مهری جنت پور (مادر داعی)

دکترمحمد ملکی :
مادر،من چی بگم از محبت های تو از حرفهای تو وقتی که میتونستی حرف بزنی از شناخت تو، استعداد تو، از مغز تو که تا آخرین لحظه کار می کرد و فعال بود. فقط میگم که بعد از تو خیلی ها یتیم شدند. میگن انسان بعد از مرگ مادرش یتیم میشه ما واقعا یتیم شدیم. تو زینب گونه زیستی. تو زینب گونه زیستی و جزء زینب های زمان بودی. حرفهای من را گوش کنند و ضبط کنند آنهایی که مامور این کار هستند. بله من با صدای بلند میگویم تو زینب گونه زیستی و زینب زمان خودت بودی. مثل هزاران مثل تو. مثل مادر دشتی که دو سه روز قبل از تو رفت. رفت آنجا را برای تو آماده کند. من اجازه می خواهم از طرف خانواده از همه تون تشکر کنم از همه که با مشکلات آمدند و در تشییع این زینب زمان شرکت کردند و من دیشب هم در مجلس خانم دشتی گفتم نگران نباشید. جامعه ما با تمام مشکلات و فسادش و حاکمیتی که به فسادپروری کاری ندارد اما مرتب زینب و حسین تولید می کند. مرتب زینب ها و حسین ها به وجود می آیند. ۵۰ سال شاه و شیخ سعی کردند که این شجره را بخشکانند ولی مگر میشود؟ یاد جمله ای افتادم از منتظری که در نامه ای که به خمینی نوشته بود نوشته بود مطمئن باشید که با کشتن؛ فکر از بین نمیرود. این همه کشتید این هم زدید این همه بریدید. تیر زدی، تبر زدی، تبر زدی، تبر زدی، بر تن بی سپر زدی، دیگه وقتی دیدی اینها کافی نیست با موشک ۸۰ موشک فکر کردی همه چیز را از بین می بری اما مطمئن باش، مطمئن باش تا یکی دو ماه دیگر لیبرتی از اولش هم زیباتر و بهتر و قشنگ ترخواهد شد. تا هستند کسانی که دلشان به حال این ملت می سوزد و تا هستند کسانی که فریاد می زنند زگهواره تا گور دانش بجوی و دانش را بر می دارند و میگویند ز گهواره تا گور آزادی بجوی آن دانشی که در کنارش آزادی نباشد دانش نیست در دانشگاهی که به اصطلاح خیلی استاد و دانشمند وجود داره اما کوچکترین توجهی به وضع فلاکت بار و غم انگیز جامعه ندارد و دزدیها و چپاول گریها را می بینند و سکوت می کنند. بله در این جامعه باز هم باید گفت:ز گهواره تا گور آزادی بجوی چون اگر آزادی نباشد در جامعه ای که آزادی نباشد همین است که می بینید، دزدی و فساد و فحشا و امام حسین و زینب همه چیز خودشان را فدا کردند بخاطر آزادی و فریاد زدند هیهات من الذله و می بینیم که در طول تاریخ حسین ها و زینب ها سربلند هستند